خوش آمدید. سه کار برای هفتهی اول:
خوش آمدید. سه کار برای هفتهی اول: ۱. پست معرفی بگذار: کی هستی، روی چه کار میکنی. ۲. زیر پست یک نفر دیگر بازخورد بنویس. ۳. اولین گفتگوی تجربه را در اسپاتپلیر ببین.
تجربه، سؤال و دستاورد آدمهایی که با AI کار میکنند. بخشی از هر پست اینجا باز است؛ ادامه و کامنتها برای اعضاست.
خوش آمدید. سه کار برای هفتهی اول: ۱. پست معرفی بگذار: کی هستی، روی چه کار میکنی. ۲. زیر پست یک نفر دیگر بازخورد بنویس. ۳. اولین گفتگوی تجربه را در اسپاتپلیر ببین.
امروز اولین بار بدون هیچ دستیار انسانی یک پروژهی کامل را تحویل دادم. از تحقیق تا طراحی و متن. هنوز کمی نگرانم که چیزی از قلم افتاده باشد، ولی حس خوبی دارد. فردا بازخورد مشتری را اینجا مینویسم.
سلام به همه. من پویا هستم، طراح محصول و فریلنسر. بیشتر برای استارتاپهای کوچک کار میکنم و این روزها دارم یاد میگیرم تحقیق کاربر را با AI سریعتر انجام بدهم. خوشحالم که اینجا هستم و دوست دارم با کسانی که شبیه این مسیر را میروند آشنا شوم.
چطور گزارش فروش هفتگی را از چهار ساعت به چهل دقیقه رساندم سه ماه پیش هر دوشنبهام صرف ساختن گزارش فروش هفتگی میشد. داده را از سه جا جمع میکردم، در اکسل مرتب میکردم، نمودار میساختم و آخرش یک ایمیل مینوشتم که کسی نیمی از آن را نمیخواند. امروز همین کار را در چهل دقیقه انجام میدهم و گزارش بهتر هم شده است. اینجا دقیق مینویسم چه کار کردهام تا اگر کسی بخواهد، همان را تکرار کند. قدم اول: داده را یکجا جمع کردم. هر سه منبع را هر شب به یک جدول ساده منتقل میکنم و ستونها را همنام کردهام. این کار هیچ ربطی به AI ندارد و شاید کسلکنندهترین بخش ماجرا باشد، ولی بدون آن هر چیز دیگری روی شن ساخته میشود. اگر دادهات تمیز نباشد، بهترین دستیار هم فقط خطای تو را سریعتر تکرار میکند. قدم دوم: یک پرامپت ثابت نوشتم. در پرامپت میگویم گزارش برای چه کسی است، چه تصمیمی باید از آن بیرون بیاید و چه چیزهایی را نباید بگوید. مثلاً صریحاً نوشتهام که هیچ عددی را حدس نزند و اگر دادهای ناقص بود، همان را بگوید. این جملهی آخر بیشترین دردسر را کم کرد، چون قبلاً مدل گاهی با اطمینان کامل چیزی مینوشت که…
سؤال دارم از کسانی که برای مشتریهایشان گزارش خودکار میسازند: چطور جلوی خطای عددی مدل را میگیرید؟ من فعلاً هر عدد را دستی با جدول اصلی چک میکنم، ولی دوست دارم راهی پیدا کنم که این بازبینی کوتاهتر شود.
یک ترفند کوچک که وقت زیادی برایم صرفهجویی کرد: قبل از دادن یک متن طولانی به AI، اول از او بخواه سه سؤال بپرسد که برای انجام کار لازم دارد. جواب این سه سؤال معمولاً کیفیت خروجی را بیشتر از هر پرامپت بلندی بالا میبرد.
امروز برای اولین بار زیرنویس یک ویدیوی چهلدقیقهای را در ده دقیقه با AI ساختم و فقط سه کلمه را اصلاح کردم. از نتیجه خیلی راضیام.
وقتی AI سریعترت میکند، قیمتگذاری را چطور عوض کنی؟ امسال برای اولین بار قیمتهایم را بر اساس نتیجه تعیین کردم، نه بر اساس ساعت. این تغییر زندگی کاریام را عوض کرد و میخواهم تجربهاش را با جزئیات بنویسم، چون وقتی خودم دنبال راهنما میگشتم چیز مفیدی به فارسی پیدا نکردم. ماجرا از اینجا شروع شد که با کمک AI کارهایم سریعتر شد. یک بستهی محتوای ماهانه که قبلاً بیست ساعت وقت میبرد، حالا شش ساعت طول میکشید. اگر ساعتی حساب میکردم، درآمدم یکسوم میشد، فقط چون بهتر کار میکنم. این به نظرم بیمعنی بود: مشتری همان خروجی را میگیرد و من باید کمتر بگیرم؟ پس قیمت را از ساعت جدا کردم. حالا برای هر بسته میپرسم مشتری با این خروجی چه چیزی به دست میآورد. اگر بستهی محتوا باعث شود ده مشتری تازه بیاید، ارزشش با «بیست ساعت کار» قابل مقایسه نیست. البته این را نمیتوانی به هر مشتری بگویی؛ با بعضیها باید قدمبهقدم اعتماد بسازی. برای مشتریهای قدیمی، قیمت را ناگهانی عوض نکردم. به هر کدام گفتم که روش کارم بهتر شده و پیشنهاد دادم همان قیمت را نگه دارند، ولی بستهی بزرگتری بگیرند: مثلاً علاوه بر مقالهها، گزارش ماهانهی عملکرد هم داشته باشند. سه نفر از چهار نفر…
قالب سهبخشی پیشنهاد فروش که زمان نوشتنش را چهار برابر کم کرد این هفته یک آزمایش کوچک کردم و نتیجهاش برایم جالب بود. به جای اینکه برای هر مشتری پیشنهاد مجزا بنویسم، یک قالب سهبخشی ساختم: مسئله، راهحل پیشنهادی، و قدم اول. بعد از هر تماس اولیه، یادداشتهایم را به AI میدهم و پیشنویس پیشنهاد را میگیرم. قبلاً نوشتن هر پیشنهاد نزدیک دو ساعت طول میکشید. حالا نیم ساعت. ولی نکتهی اصلی سرعت نیست؛ این است که قالب ثابت مرا مجبور میکند در هر تماس همان سؤالهای درست را بپرسم. اگر جواب یکی از سه بخش را نداشته باشم، میفهمم تماس خوب پیش نرفته است. یک نکتهی دیگر دربارهی پیگیری: بعد از ارسال پیشنهاد، سه روز صبر میکنم و اگر جوابی نبود، یک پیام کوتاه میفرستم که فقط یک سؤال دارد، نه یادآوری. این روش بیشتر از «آیا پیشنهاد را دیدید؟» جواب میگیرد، چون مشتری مجبور نیست دفاع کند که چرا هنوز تصمیم نگرفته است. پیشنویس همین پیامها را هم با AI میسازم و فقط لحنش را تنظیم میکنم تا شبیه خودم باشد و نه یک ربات فروش. تنها محدودیتی که دیدم این است که مدل گاهی لحن را بیش از حد رسمی میکند. با یک جمله در ابتدای پرامپت…
اگر برای سئوی محتوایی دنبال یک روش ساده میگردید: هر مقاله را قبل از نوشتن با یک جمله تعریف میکنم که «خواننده بعد از خواندن چه کاری میتواند انجام بدهد». این جمله بعد از چند هفته بیشتر از هر ابزار کلمهکلیدی به من کمک کرد.